تبليغاتX
دود
     چقدر احمقم من. خدا داره اینهمه زور میزنه که بفهمونه بهم. ولی من سرم رو کردم توی برف. داره داد میزنه که بنده ی بیچاره، باس تنها طی کنی مسیر زندگیتو. میگه بنده ی بدبخت چه بخوای چه نخوای جدات میکنم از اونایی که دوسشون داری. از دوستات، از خونوادت... دونه دونه میگیرمشون ازت. هر کدوم رو به یه بهونه ای. داره رک بهم میگه که یا باید با خدا باشم یا باید تنها باشم. و چون خودش میدونه به صلاحمه که با اون باشم، بدون اینکه زحمت قانع کردن منو به خودش بده، تک تک آدما رو از زندگی میکشه بیرون و آدمای تازه رو میچپونه توی زندگی ام. بخاطر اینکه خودش این زندگی رو بهم داده به خودش اجازه میده هر کاری دلش خواست با زندگیم بکنه بدون اینکه ازم اجازه بگیره. بدون اینکه در نظر بگیره که من چی میخوام. خدا من میخوام بدونم. میخوام همه چی رو بدونم... حق نداری اینقدر با زندگی من ور بری. اینهمه شل کن سفت کن دیگه کلافه ام کرده.. این همه اتفاق غیر منتظره...این همه اتفاقی که مجبورم میکنه برگردم پشت سرم رو نگاه کنم و دنبال علت بگردم براش. دنبال اشتباهی که خودمو راضی کنم که مستحق این مشکلاتم....خدا خسته نشدی اینقدر قیافه ی تعجب زده و آچمز منو دیدی؟ خسته نشدی اینقدر بهت غر زدم؟ نه خیر، مثل اینکه هنوز خسته نشدی... پس بچرخ تا بچرخیم...فکر کنم بالاخره کار خودتو کردی...قانعم کردی...شایدم مجبورم کردی بفهمم...که هیچ کس نمیمونه باهام....باشه خدا....من مال تو...مال بد بیخ ریش صاحابش...میچسبم بهت و دیگه ولت نمیکنم...خیالت راحت شد؟ ...هرجا عشقت کشید ببر مارو...ببینیم سر از کجا درمیاریم آخرش...




- خیلی حالم سرجاش نیس... این روزا خیلی آروم میشم با این آهنگ...Beggin' You - Cer Mitiska & Jaren. اینم متنش....


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 18:51 توسط Cortez |

      هیچ از سیمی بودن دندوناش خجالت نمیکشید. خیلی راحت لبخند میزد. موقع خندیدن نگاهشو نمیدزید. مستقیم زل میزد توی چشای آدم و نیششو کامل باز میکرد.اصلا انگار یه جورایی دنبال بهونه میگشت تا بخنده و سیمهای دندونشو به همه نشون بده. اینجوری به همه میفهموند که اصلا اذتش نمیکنن و باعث شرمندگی اش نمیشن. با این کار اعتماد به نفسشو به رخ طرفش میکشید. با این خنده هاش خیلی چیزا رو ثابت میکرد. مثلا اینکه آدم تمیز و مرتبیه. چون همیشه سیمهای دندوناشو تمیز نگه میداشت. هیچ وقت ذره های غذا لای دندوناش نمیدیدی. خلاصه خوب با این قضیه کنار اومده بود.هیچ وقت هم ندیدم کسی بخاطر دندوناش مسخره اش کنه.....ولی حالا چند وقتیه که سیمهای دندونشو وا کرده. خیلی کمتر میخنده و همه اش معذبه. حتی موقع حرف زدن سعی میکنه دهنشو زیاد باز نکنه تا دندوناش معلوم نشه.... من دلم خیلی واسه خنده هاش تنگ شده. برای اعتماد به نفسش. برای اون سیم ها که همیشه از تمیزی برق میزدن...




- این مدت امتحان داشتم. تنبلی هم بهش اضافه کنین. یه ذره هم بازیگوشی بزنید دستش....حالا فهمیدید چرا پست نمیدادم؟ :)

- اسم آهنگ هست Shamballa...که یه سرزمین موعود و اوتوپیاست واسه بودایی ها.... اگه میخواین معنی Musical Orgasm رو بفهمین آهنگ رو گوش کنین و منتطر دقیقه  2:20 باشید...

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:4 توسط Cortez |